اهداف عمومی و آموزشی رشته علوم اجتماعی

 

علوم اجتماعی، چنانکه از موضوع آن بر می آید، شامل آن دسته از علوم می باشد که مربوط به زندگی اجتماعی ما انسانها می باشد. در مقایسه با علوم طبیعی که موضوع مورد مطالعه آن طبیعت می باشد، در علوم اجتماعی، اجتماع و جامعه، موضوع مورد مطالعه (ابژه) و محققان و اندیشمندان به عنوان شناسنده (سوژه) به حساب می آیند. در مراکز علمی عنوان علوم بشری عامتر و کلی تر از علوم اجتماعی می باشد و علوم اجتماعی بسته به شرایط و نیازهای هر جامعه رشته های علمی خاصی را در بر می گیرد. پوهنځی علوم اجتماعی پوهنتون کابل در شرایط فعلی دارای رشته های فلسفه، جامعه شناسی، تاریخ و بشر شناسی می باشد.

با گذار جوامع از اشکال ساده و سنتی آن به اشکال پیچیده و جدید، نیازهای متنوعی به وجود آمده است. جوامع پیچیده با مسایل، دشواریها و نیازهای گسترده ای مواجه می باشند که مطالعه و تحقیق درباره آنها یک ضرورت اجتناب ناپذیر به حساب می آید. مطالعه درباره نهادهای عمده و اساسی جامعه مانند دین، سیاست، اقتصاد، خانواده و تعلیم و تربیه و موضوعات گسترده مرتبط با آنها مانند حکومت، صلح و امنیت، مشارکت سیاسی، هویت اجتماعی، انسجام و وحدت اجتماعی، گروههای اجتماعی، انحرافات و جرایم اجتماعی، نابرابریها، قوم مداری، تعلیم و تحصیل، بیکاری، سازماندهی، نقش و پایگاه، کارکردها و تضادها، مسایل دموگرافیک، جامعه مدنی، دین و اعتقادات مذهبی، آداب و رسوم، فرهنگها و دهها موضوع دیگر از جمله مفاهیمی می باشند که به منظور قرار گرفتن در مسیر انکشاف پایدار و همه جانبه جامعه یک ضرورت بنیادین قلمداد می گردد. بررسی و شناخت این پدیده ها از جمله کارکردهای مهم رشته های جامعه شناسی و بشر شناسی می باشد.

آگاهی روشن از سرگذشت فرهنگها و تمدنها، حکومتها و جوامع، شناخت دقیقتر هویت تاریخی و وضعیت کنونی ما را امکانپذیر می سازد. تاریخ سرگذشت «شدن» انسانها و جوامع می باشد و پرداختن به تاریخ به معنای جستجوی راه و مسیری می باشد که دستیابی به آینده درخشانتر و متمدنتر را میسر می سازد. توجه به رشته علمی تاریخ در هر دو بعد توصیف و تحلیلی آن از مهمترین اولویتهای انکشاف جامعه به حساب می آید.

تفکر در مورد ماهیت پدیده ها یا هستی در کلیت آن و اجزای آن مانند طبیعت، انسان، جامعه، تاریخ و سیاست مبنای اولیه تمامی علوم می باشد. فلسفه، خالق حکمتهای بنیادین و کلی در مورد پدیده ها می باشد. به عبارت دیگر تمامی علوم بنیادهای هستی شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه خویش را با تکیه بر فلسفه تعریف می کنند.

باور بر این است که علوم اجتماعی پایه گذار منطق و روش انکشاف جامعه به حساب می آید. تعریف استراتیژیهای موفق انکشافی، برنامه ریزیها و سیاست گذاریهای موفق در حوزه های مختلف زندگی اجتماعی مانند فرهنگ و آموزش، سیاست، حکومت، اقتصاد و اجتماع، نیازمند بهره مندی از علوم اجتماعی می باشد. توجه به نقاط عطف تاریخی مانند رنسانس، عصر خرد، عصر روشنگری و مدرنیته و پست مدرنیته در تجربه غرب به وضوح نشان می دهد که رشته های فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی و بشر شناسی از نقش بنیادین در انکشاف این جوامع برخوردار بوده اند.

پوهنځی علوم اجتماعی پوهنتون کابل تلاش می نماید تا با تربیت کدر علمی و متخصص نقش مناسب خویش را در مسیر انکشاف همه جانبه جامعه ایفا نماید. ما بر این اعتقادیم که استقلال و انکشاف جامعه افغانی بدون توجه جدی به تقویت و گسترش علوم اجتماعی نا ممکن است .

پوهنځی علوم اجتماعی با تربیت نیروهای انسانی شایسته می تواند نیاز وزارتخانه های مختلف و سازمانهای دولتی و غیر دولتی را در قسمت تأمین کدر علمی و با کیفیت برآورده سازد.